
روزی خلیفه زمان، بهلول را احضار کرد
و گفت؛ خوابی دیده ام و میخواهم تعبیرش کنی
بهلول گفت:چیست؟!
خلیفه گفت:
خواب دیده ام به جانور ترسناکی
تبدیل شده ام و نعره زنان به اطراف خود
هجوم میبرم و آنچه از خرد و کلان
در سر راه خود میبینم،
در هم می شکنم
و می بلعم!
بگو تعبیرش چیست؟
بهلول گفت:
من تعبیر واقعیت ندانم،
فقط خواب تعبیر می کنم.
